سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

14

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

دلالت لفظ بر هركدام از جزء و امر خارج از جهت حكم عقل مىباشد چه آنكه عقل حاكم است باينكه حصول كلّ يا ملزوم مستلزم حصول جزء يا لازم مىباشد پس بملاحظه اينكه ايندو به عقل مستند هستند آنها را به نام دلالت عقليّه مىخوانند . البتّه علماء علم منطق هرسه دلالت را بنام دلالت وضعيّه مينامند چه آنكه وضع در هرسه دخيل است و دلالت عقليّه را به آنچه در مقابل وضعيّه و طبعيّه است اختصاص مىدهند مانند دلالت دود بر آتش . مصنّف گويد : قسم اوّل از دلالات سه‌گانه را بمطابقه و دوّم را به تضمّن و سوّم را به التزام مقيّد مىنمايند . شارح گويد : وجه تقييد قسم اوّل به مطابقه آنست كه لفظ و معنا با هم مطابق مىباشند يعنى تمام لفظ در مقابل تمام معنا قرار دارد . و وجه تقييد قسم دوّم به تضمّن آنست كه جزء معنا در ضمن كلّ بوده لذا از لفظ موضوع براى كل وقتى جزء معنا اراده شود و در واقع معناى ضمنى از دال اراده شده پس دلالت تضمّنى است . و وجه تقييد قسم سوّم به التزام آنست كه امر خارج از موضوع‌له لازمه آن بوده از اينرو دلالت لفظ بر آن بر امرى خارج لازم معنا مىباشد . سؤال اگر لفظى را فرض كنيم كه بنحو مشترك لفظى براى كل و جزء يا مشتركا بين ملزوم و لازم وضع نموده‌اند مانند لفظ [ شمس ] كه مثلا